ابو القاسم راز شيرازى

193

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

« من عرف نفسه فقد عرف ربّه » « 38 » ، و بعد از تكميل در معرفت حقّ جلّ و علا رجوع به عالم خود نمايد ، « اصفى و ابهى » « 39 » از مرتبهء اوّل . و در اينجا اسرار لطيفه و تحقيقات شريفه است كه در اين مختصر نمىگنجد . و حقّ جلّ و علا به حكمت بالغهء كامله ، كلمهء طيّبهء تهليل را مشتمل بر دوازده حرف فرموده باشد ؛ مفتاح و كليد دوازده دندانه به جهت افتتاح ابواب مغلقهء « 40 » طبيعيّه و مراتب اربعهء نفس و مراتب و اطوار سبعهء قلب كه دوازده‌اند ، مشتمل بر سه نوع از حروف كه الف و لام و هاء است فرموده ، دليل است بر رفع حجب ثلاثهء طبيعيّه و نفس و عقل و روح ، تا به استعمال اين كلمه ، حجب سه‌گانهء روح مرتفع شود ، و وجه خود را كه وجه اللّه اعظم است در عالم كون جلوه دهد ، و معنى خلافت الهيّه كه مستلزم استجماع جميع صفات و كمال است از او ظاهر گردد . پس قدر كلمهء طيّبهء الهيّه را بدان ، و از وجوه حروفش آيات الهيّه را بخوان ، و از ذكر و استعمالش ، اسرار و فيوضات الهيّه را بياب به شهود و عيان . و به جهت ذكر و استعمال اين كلمه ، شرائط و ادات « 41 » چند از اهل عصمت عليهم السّلام وارد است كه مطّلع نيستند بر آنها مگر اهل اسرار از اهل اللّه ، اگر طالبى از ايشان درياب ؛ « كما قال علىّ بن موسى الرّضا ( ص ) : بشرطها و شروطها و انا من شروطها » « 42 » .

--> ( 38 ) - هركس خود را شناخت پس به تحقيق خداى خود را شناخته است . ( 39 ) - صاف‌تر و رخشان‌تر ( 40 ) - بسته ( 41 ) - اسباب ( 42 ) - چنانچه امام هشتم حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام فرمود : به شرط آن و شرطهاى آن و من خود يكى از آن شرطهايم : همان گونه كه در پاورقى قبل ذكر شد پس از آنكه حضرت در بازار نيشابور حديث سلسلة الذّهب را بيان فرمود و كجاوهء حضرت به راه افتاد دگربار كجاوه از حركت ايستاد و حضرت سر از محمل بيرون كرد و همين جمله را فرمود ؛ يعنى كلمهء توحيد با شروط آنكه « ولايت » ائمّهء معصومين عليهم السّلام باشد وابسته است . اينك مناسب مىنمايد كه فصلى از كتاب « مناسك العاشقين » حضرت راز كه مشعر -